آکاایران: شروع میکنیم این شماره را با عکس مربوط به افتتاحیه یک مزون با حضور دو هنرمندِ پای ثابت افتتاحیه مزون ها!
به گزارش آکاایران: یعنی الهام حمیدی و شیلا خداداد. به عزیزان پیشنهاد میکنم وقتی انقدر به این صنف علاقه دارند خودشان هم وارد کار شوند و به صورت شریکی یک مزون بزنند. اسمش را هم بگذارند “اِل شی” یا “شیهام”. البته نام دیگری هم میتوان از اسامی عزیزان بیرون کشید که خیلی مناسب این کسب و کار نیست!
پوریا جانِ عالمی، یگانه طناز عالم مطبوعات در حال خوردنِ مغزِ بانو رخشان بنی اعتماد در حاشیه یک همایش.
ساره خانم بیات در پشت صحنه پروژه جدیدی که نام “لابی” که توسط محمد پرویزی ساخته خواهد شد. جناب پرویزی فیلمِ اکران نشده ی”سمفونی تولد” را هم در کارنامه دارند.
مهرداد صدیقیان با این عکس از کودکی هایش تاکید کرد که از همان موقع بچه ژیگول بوده است و این اتفاق به سال های اخیر مربوط نمیشود.
لیلا بلوکات با این سلفی از ریسک پذیریِ بالای خود خبر داد. چون چنین سلفی هایی تنها یک “پِخ” تا خورد شدنِ گوشیِ طرف فاصله دارند. درباره کپشنِ لیلا هم باید عرض کنم که خواسته اش کمی غیر منطقی است. زمانی هم که از بیرون غذا سفارش می دهیم این خواسته کاملاً غیر ممکن می شود!
طارمی به محض بازگشت به پرسپولیس مورد استقبال و محبت همه جانبه پرسپولیسی ها قرار گرفت و توانست نام خود را به عنوان اولین فوتبالیستِ تاریخ که در عرض یک هفته از “بی غیرتِ بی….” به “سلطانِ غیرت و تعصب” تغییر مقام داده، ثبت و ماندگار کند.
دیروز سالرگرد درگذشت استاد خسرو شکیبایی، یکی از بی بدیل ترین ستارگان سینمای کشورمان بود. به همین مناسبت چهره های متعددی با به اشتراک گذاشتن عکس ها و متن های مختلف نام و یاد ایشان را زنده کردند و گرامی داشتند. روحشان شاد. کوروش سلیمانی هم با این عکس قدیمی به استقبال این روز رفت.
سولماز غنی نگذاشت دو روز از حرفمان بگذرد و با این سلفی هر آنچه که در شماره قبل گفته بودیم را شست و برد! شاید هم گرفتارِ سندرومِ “تعریف” اینجانب شده است، چون یادم نمی آید از کسی تعریف کرده باشد که بعد ها پشیمانم نکرده باشد!
مهسا جان مطمئنی بچه خواب است؟ چون در این گرما آدمِ گنده هم شارژش تمام شده و وارد حالت استند بای می شود، این فسقلی شات داون نشده باشد خوب است!
سها خانم که حسابی شکلاتی شده در حال خوش گذرانی همراه مادر عزیزش در فرای مرزهای وطن هست. امیدواریم همیشه خندان باشد.
سلفی عزیزان در پشت صحنه نمایش “دوباره اون آهنگ رو بزن، سَم”. بله، نام تئاترشان همین است و یکی از نمایشنامه های معروف وودی آلن است. آقا ژوله، فردوس حاجیان، داوود بنی اردلان و الناز خانم حبیبی.
باز هم مهراب قاسمخانی سراغ آلبوم هایش رفت و با چند عکس در کنار متن های طنازانه اش حال و هوای اینستاگرام را عوض کرد. این هم عکسی جالب که مربوط به چند سال پیش است که نویان و نیروانا خیلی کوچکتر از الآن بودند.
یکی از مهم ترین سوژه های این چند روز جهش ناگهانی تعداد فالوئر های بهنوش بختیاری از 4 میلیون به 5 میلیون بود. جدا از هزینه سنگینی که این قضیه برای بهنوش داشته و دارد، باید به او متذکر شویم که حواسش باشد تا تعداد فالوئر هایش از تعداد کاربران اسمارت فون در ایران بیشتر نشود که خیلی ضایع است! در حال حاضر تعداد فالوئر های بهنوش بختیاری 16 برابر جمعیت کل کشور ایسلند، 6 برابر جمعیت کلِ بحرین و جیبوتی و همچنین بیشتر از جمعیت کشورهایی نظیر کرواسی، قطر، مغولستان، نیوزلند، ارمنستان، نروژ، گرجستان و اروگوئه است! همچنین تعداد فالوئر های وِی از تعداد فالوئر های دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون (نامزد های ریاست جمهوری آمریکا) هم بیشتر است! اطلاعات عمومیِ مفیدی بود که گفتم شاید برایتان جالب باشد.
برای واکاوی بهتر و منصفانه ترِ این موضوع و اثباتِ این که بیش از 70 درصد فالوئر های بهنوش بختیاری فِیک و غیر حقیقی هستند، دست به یک مقایسه ساده زده ایم. پیشاپیش بابت این مقایسه از طرفداران ترانه علیدوستی معذرت میخواهم!
طبقِ شاتِ زیر ترانه علیدوستی 3 میلیون و دویست هزار نفر فالوئر دارد. عکس بعدی را ببینید.
برای بهنوش خانم ارفاق کردیم و از صفحه اش عکسی قدیمی تر از نمونه ای که برای ترانه گزیده بودیم، انتخاب کردیم. تعداد لایک ها ببینید: 90 هزار نفر! یعنی حدود 1.5 درصد از تعداد کل فالوئر ها! قضاوت با خودتان.
کفتر بازی در غربت؛ ژانرِ جدید چهره هایی که به اروپا سفر میکنند. البته ناگفته نماند خلق و خوی کفتر های اروپا با ایران خیلی فرق میکند و کفتر های اروپایی خیلی پر رو هستند. البته این خلق و خو ریشه در رفتار کفتربازان ایرانی در سیر تاریخ دارد!
سلفی صمیمی عزیزان هنرمند در حال تفریح. میلاد کی مرام، امیر آقایی، رعنا آزادی ور، اندیشه فولادوند و مهتاب ثروتی.
اگر سعدی خدابیامرز میدانست که میزان یاد کردن از این سروده اش قرار است با آفِر های ویژه تورهای خارجی ارتباط مستقیم داشته باشد، آن را آتش میزد.
پورناظری های عزیز و هنرمند در کنار سازشان. استاد کیخسرو پورناظری و پسران هنرمندش، تهمورس و سهراب پورناظری.
سلفی مسعود ابراهیم زاده بازیکن خوب تیم فوتبال گشترش فولاد در کنار محمدرضا خلعتبری و مرتضی اسدی. (کمبود سوژه داریم، درک کنید).
به به! عکسی زیبا و تکرار نشدنی از مداحان اهل بیت (ع) محمود کریمی و مجید بنی فاطمه که آدم با هر لحظه تماشایش حظ می کند. از آن عکس هایی است که باید روی والپیپر کامپیوتر باشد!
یک چالش جدیدی راه افتاده به نام “چالش عکس سیاه و سفید”. چالشی که کاملاً مشخص است عزیزان از بی چالشی و قحطی سوژه آن را راه انداخته اند، وگرنه این چالش خیلی وقت پیش توسط خانم های بازیگر – در مواقع حساس و بحرانی – اجرایی شده بود. مسعود پاکدل از مونترال کانادا در این چالش شرکت کرده است.
سیروان خسروی در حالِ تامین کمبود ویتامین D بدنش در سواحل جزیره سنت آنتونی در غرب دریای مدیترانه و شرق اسپانیا است. چون ویتامین D موجود در آفتاب سواحل این جزیره خیلی خوب است، سیروان هم آنجا را برای این کار انتخاب کرده است.
با این روندی که تهیه کنندگان سری فیلم های بتمن در انتخابِ بازیگر این نقش دارند، هیچ بعید نیست بتمن بعدی امیرحسین رستمی باشد! اینجا هم با جوکر سلفی گرفته است!
عکسی قدیمی و جالب از مفاخر شعر و ادب ایران زمین. محمد حسین شهریار و دخترش در کنار نیما یوشیج و پسرش. حنماً مطلع هستید که در عکس های آن زمان نگاه کردن به دوربین، حکم تیر داشت.
دوستان در یک دورهمی هنری. پیام صالحی، امیر آقایی، سام درخشانی و سایر عزیزان. روزبه نعمت اللهی را هم برده اند که اگر همسایه لو داد و عزیزان آمدند، او برود جلوی در و قضیه را جمع کند.
مهران رنجبر و هم تسلیم تورم و مشکلات اقتصادی شده و همانند خیلی های دیگر شغل دوم برای خود برگزیده است. او صبح ها تا قبل از اینکه به استودیوی دورهمی برود، در چهارراه استانبول عینک آفتابی میفروشد.
– آقای کارگردان نقش من چیه؟
+ همون همیشگی.
– یعنی همون جوونِ ساده و مثبت که تو دامِ انحرافات افتاده و خیلی چیز ها رو نمیدونه؟
+احسنت!
حمید خان فرخ نژاد در نمایی از فیلم سینمایی «گشت ارشاد 2». آیا میدانستید وقتی یک فیلم خوب بفروشد و کارگردان سری دوم آن را نسازد، باید همه درآمد حاصل از فروش سری اول را پس بدهد؟ البته در صورت نساختنِ سری دوم احتمال مبتلا شدن کارگردان به بیماری قانقاریا هم وجود دارد!
واقعا چرا؟ چه دلیلی وجود دارد که آدم برای تشکر کردن بابت تبریک های تولد و آرزوی موفقیت برای کنکوری ها، به دوردست خیره شود و لب هایش را مثل لب های پل پوگبا بازیکن تیم ملی فرانسه بکند؟
مهراب جان تا زمانی که کم کمش 5 تومن برای بینیِ عزیزِ دلت نسُلفیده ای، نباید از چنین ژست هایی تعجب کنی! حتی در حالت نیمه بیهوش.
سلفی هادی کاظمی و هم دوره های دبیرستانش در زیر تابلوی مدرسه ای که در آن جا درس خواندند و خاطره ساختند و احتمالاً کلی کارهای دیگر هم کرده اند!
سیدمحمد موسوی با این پست موفقیت بی سابقه تیم ملی جوانان والیبال را به آن ها تبریک گفت. ما نیز جهانی شدن جوانانِ والیبال را به همه ورزش دوستان تبریک عرض میکنیم.
اشکان جان عجله نکن. قبلش کمی دوغ و ماست و خیار بخور و بعد سراغ ماشینت برو. دفعه پیش قسر در رفتی، این دفعه از این خبرها نیست!
یعنی اگر این انگشتِ اشاره را از چهره ها بگیری تعداد پست هایشان به یک پنجم کاهش پیدا می کند. البته این عزیزانی که ما میشناسیم هیچگاه کم نمی آورند و اگر انگشت اشاره نباشد، چیز دیگری را پیدا کرده و سمتِ رفیقشان میگیرند!
ماهایا پطروسیان و فاطمه معتمدآریا در نمایی از فیلم «ناصرالدین شاه، اکتور سینما» ساخته ماندگار محسن مخملباف.
کاوه یغمایی وقتی چایی میریزد، یک دور “اگه یه روز بری سفر” را با گیتارش می زند تا چایی اش خنک و خوردنی شود.
پندار اکبری این روز ها در تبریز است. پندار جان، تا میتوانی از هوای خنک تبریز اشتنشاق کن و اگر مسیرت به ائل گلی افتاد، آهسته قدم بزن و صدای له شدنِ برگ ها را زیر پایت حس کن. ممنون. (ابراز احساساتِ یک تبریزیِ غریب در پایتخت)
دیروز تولد بانو سیمین بهبهانی هم بود. یاد و خاطره این شاعر و غزلسرای بزرگ کشورمان را گرامی میداریم.
دلم گرفته، ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من…
هدف از این چالش، مثل تمامی چالش های مسخره قبلی این است که بهانه ای باشد تا شما و همکارانتان عکس بگیرید و به اشتراک بگذارید. همین.
اگر از لحاظ سایز و طولِ پاچه بخواهیم شلوارک ها را تقسیم بندی کنیم، به دو حالت کلیِ “تا زانو” و “سه ربع” تقسیم میشوند. منتها این شلوارک علیرضا خارج از این دسته بندی است و تقریباً روی بیست دقیقه قرار دارد که مناسب یک ورزشکار ملی پوش نیست!
به پایان آمد این شماره، با این سلفیِ دو همخوابگاهیِ قدیمی و بازیگر و خبرنگارِ امروز. ممنون از اینکه همراهمان بودید. باز هم بابت صبرتان در تغییرات بوجود آمده سپاسگزاریم.
یا علی.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان