پریانکا چوپرا
به گزارش آکاایران: ستاره ای که بخت با او یار است
اکنون به اندازه کافی خوش شانس هستم که با او در فیلم Baywatch همکاری کنم. دیدن این لحظه که او در بازار آمریکا نفوذ می کند شگفت انگیز است. او این توانایی را دارد که به مردم القا کند بیشتر کار کنند و دستاورد بیشتری داشته باشند. وقتی از چشم اندازی دور به موفقیت های پریانکا و کارهایی که تاکنون انجام داده، در حال حاضر انجام می دهد و تمایل دارد در آینده انجام دهد نگاه می کنم، متوجه می شوم اثرگذاری او بسیار ارزشمند بوده است.
هنرپیشه الهام بخش
وقتی مارک در فیلمی بازی می کند، هیچ کس «کات» نمی گوید و کار چند ساعت بی وقفه پیش می رود. هنرپیشه های جوان مارک را الگوی خود می دانند و از او الهام می گیرند. از نمایش «بویینگ- بویینگ» گرفته تا «بیت المقدس» و «شب دوازدهم» اثری که او بر تئاتر کلاسیک و معاصر گذاشته افسانه ای بوده است.
مارک که تاکنون سه جایزه تونی، دو جایزه اولیویر و حالا یک جایزه اسکار را برنده شده، این افتخارات را با نگاه قدردانی و فروتنی می نگرد، اما قلب او متعلق به یک حکایت خوب است، روحش خالص است و تنها عاشق بازی کردن است.
آگاهی بخش در مورد HIV
دوم، او فردی به شدت نتیجه گرا است و برنامه هایش را به خوبی می داند. سوم، از اینکه بگوید در ذهنش چه می گذرد، هیچ هراسی ندارد. من هیچ گاه کسی را ندیده ام که از برخورد با او امتناع کند. این یعنی مردم به او اعتماد دارند و این مساله باعث افزایش نفوذ او می شود. ما 10 سال است که به واسطه شرکت تامز به کودکان نیازمند کفش رایگان می دهیم و چیزی که دریافته ایم این است که القای احساس خاص بودن به اندازه کفش پوشاندن به آنها مهم است. کار چارلیز هم همین است. کاری که او انجام می دهد مهم است، اما شیوه انجام این کار و عزت نفس دادن به کودکان به همان اندازه ارزش دارد.
صحنه ساز ماهر
اسکار سریع گفت نه، چون آن مکان اصلا چیزی نبود که تصور کرده بود. من موافقت کردم، اما گفتم در زندگی مسائل مهم تقریبا همیشه در مکان های ناجور اتفاق می افتند. درواقع با فرستادن افرادی درون آن راهرو به صحنه فیلمبرداری داشتم شرایط را بدتر می کردم. تمام وجود او می گفت که این کار اشتباه است، اما به من اعتماد کرد و صحنه را گرفتیم. بعد از آن رو به من کرد و سر را به علامت تایید تکان داد. یک کارگردان نمی تواند چیزی بیشتر از این از یک بازیگر بخواهد.
نابغه سیاه پوست
نشریه «آتلانتیک» مطلب معروف او تحت عنوان «پرونده برای جبران» را در سال 2014 منتشر کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت و مخاطبین جدید را جذب کرد. وقتی دومین کتاب پرفروش او تابستان گذشته منتشر شد، به نظر می رسید همه فهمیدند که او یک نابغه است.
کتاب «بین دنیا و من» او ساختاربندی درخشانی دارد، الهام بخش و به طور موثری مستدل است. او پیچیدگی ها و بار نژادپرستی را در آمریکا بررسی می کند و آن را با عشق پدری به پسرش وسعت می بخشد. اما قلم پراحساس و سرزنده او کتاب را به سبک کلاسیک تبدیل کرده و باعث شده تونی موریسون کوتس را جیمز بالدوین جدید امریکا بنامد و بنیاد مک آرتور نبوغ او را اعلام کند. او امسال مدعی دریافت جایزه کتاب ملی برای بهترین کتاب غیرداستانی است، اما به هیچ وجه این کتاب را نقطه اوج کارهای خود نمی داند. او حرف های بیشتری برای گفتن دارد همه ما با خواندن آن به خرد بیشتری می رسیم.
کارگردان بشردوست
دونی در اوج دویدن فریادی از سردرد بر می آورد. زمان کند می شود و چشم ما به سمت پسربچه ای می رود که در حالی که دست چپش در هواست، با دوچرخه تک چرخ می زند. زیبایی این صحنه که اغلب نادیده گرفته می شود، از ویژگی های کار کوگلر است. موضوع زیبا به نظر رسیدن نیست- اگرچه بخشی از آن است- بلکه مساله بشر است. به همین دلیل است که کارهای ریان کوگلر در حال حاضر بسیار ضروری است. در بزرگ ترین صفحه موجود، او بشریت و زیبایی را در افرادی که گفته می شود ذاتا از آن بی بهره اند القا می کند.
بازیگر متعهد
لئوناردو دی کاپریو
مرد شماره یک دنیا
شخصیت هنرمند او را می توان ترکیبی از آمادگی، اصالت و نبوغ دانست. با این وجود، من او را بیشتر به این خاطر تحسین می کنم که با تمام وجود برای حفاظت از این سیاره تلاش می کند. بنیاد لئوناردو دی کاپریو از سال 1998 تاکنون در بیش از 44 کشور از پروژه هایی محیط زیستی حمایت مالی کرده است. او از توانایی های بازیگری خود (چه در صحنه و چه در پشت صحنه) برای تولید فیلم هایی که اوضاع نابسامان سیاره ما را به تصویر می کشند استفاده کرده است. او مشکلات محیط زیستی را با چهره های برجسته سیاسی، از ولادیمیر پوتین گرفته تا پاپ فرانسیس درمیان گذشته است.
وقتی من لئو را برای پیوستن به اولین کنفرانس بین المللی «اقیانوس ما» که هدف آن حفاظت از این اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها - عظیم و حیاتی بود دعوت کردم، او علاوه بر حضور پررنگش، برای حفاظت از اقیانوس ها کمک های مالی میلیون دلاری کرد. بیست سال پیش، لئوناردو با دیالوگ «من سلطان جهانم» در فیلم تایتانیک، قبلی میلیون ها مخاطب سینما را تسخیر کرد و بعد از آن با فعالیت ها و تلاش خود، الهام بخش میلیون ها انسان در حفاظت از این سیاره شده است.
بی باک
من از پاسخ او به آنهایی که نمی توانستند رجزخوانی یک ورزشکار زن را بپذیرند حظ کردم. «بعضی افراد دوست دارند به من بگویند ازخودراضی.... ولی وقتی فکر می کنم می بینم شما چطور جرات می کنید فکر کنید که من باید از خودم توقع کمتری داشته باشم؟» و من توصیه می کنم شماها الساعه عبارت کامل «ه.ب.خ» را بر روی پوست خود خال کوبی کنید، چرا که روندا معتقد است هر عضله ای در بدنش در خدمت هدفی والا است و ظاهر او اهمیت چندانی ندارد.
چه می شد اگر ما می توانستیم به دخترانمان بیاموزیم که بدنشان را به خاطر توانایی آن گرامی بدارند، نه برای نظر دیگران درباره ظاهر آن. آیا روندا بالاخره می تواند کسی باشد که به ما کمک کند بفهمیم این ما بانوان هستیم که واژه «فمینین» را تعریف می کنیم، نه برعکس؟ بهتر است خوب دقت کنیم چون او ممکن است آرنجمان را از جا به در کند.
سال گذشته وقتی روندا اولین باختش را در برابر «هالی هولم در مسابقات یو اف سی تجربه کرد، مخالفانش فریاد شادی سر دادند. ولی روندا تسلیم نمی شود. همه در زندگی گاهی شکست می خورند، ولی من می خواهم همیشه شکست ناپذیر باشم.
درمان گر بازماندگان تجاوزهای زمان جنگ
من در این بیمارستان برای اولین بار دکتر دنی موکوج را دیدم. او جراح زنان و زایمان و موسس بیمارستان بود. او با شخصیت، رفیع، لبخند گیرا و صدای مخملی خود، در محیطی خشن و بی رحم و در جنگی فراموش شده، نمادقدرت و قداست بود. او که فرزند یک کشیش است، سوگند سقراطی را چراغ راه خود قرار داده و با تعهدی خستگی ناپذیر برای اجرای ماموریت نجات زنان این جوامع کوشش می کند.
تلاش دکتر موکوج و تیمش در بیمارستان پانیز شگفت آور است. براساس گزارشی در سال 2011، در هر ساعت در جمهوری کنگو به 48 زن تجاوز می شود. این تیم پزشکی تاکنون بیش از 26000 قربانی خشونت های جنسی را (از دختر 6 ساله تا بانوان مسن هشتاد ساله) درمان کرده اند. دکتر موکوج فقط درمان گر این زنان یست، او امید آنهاست.
ادامه دارد...
اخبار بازیگران،اخبار چهره ها،دنیای ستاره ها - 
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان