رضا عطاران در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۷ در یکی از محله های مشهد بنام خیابان ضد به دنیا آمد.اصلیت عطاران به شهر کاخک گناباد خراسان رضوی برمی گردد.
رضا عطاران مادرش را در کودکی در زلزله کاخک از دست داد. او دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تهران رفت. با وجود علاقه به رشته تحصیلی اش، به بازیگری، فیلمنامه نویسی و کارگردانی روی آورد.
به گزارش آکاایران: کارهای اجرا شده توسط رضا عطاران
برخی از فیلم های تلویزیونی رضا عطاران
برخی از آثار سینمایی رضا عطاران
رضا عطاران را شاید بتوان پرپیشنهادترین بازیگر سینمای ایران در این روزها دانست، بازیگری که قریب به اتفاق فیلم هایش با استقبال مخاطبان همراه می باشد. او همچنین کارگردانی است که آثار تلویزیونی اش با گذشت سالها از ساخت آنها، همچنان در حال بازپخش است و مخاطبان زیادی دارد.
جوایز و افتخارات رضا عطاران
ازدواج رضا عطاران
عطاران سال ۱۳۷۳ در ۲۶سالگی ازدواج کرد. فریده فرامرزی همسر اوست که ابتدا کار تئاتر انجام می داد. رضا عطاران و فریده فرامرزی زوج خوشبخت و البته هنرمندی هستند که از سال 73 تصمیم گرفتند زیر یک سقف با هم به زندگی ادامه دهند. همسر عطاران فریده فرامرزی نام دارد که برای بازی در فیلم «صندلی خالی» سامان استرکی نامزد دریافت سیمرغ بلورین نقش مکمل زن جشنواره فجر شده است.
خصوصیات اخلاقی عطاران از زبان همسرش
گفتگوی کوتاهی با رضا عطاران
بچه خیلی دوست دارم اما...
من بچه خیلی دوست دارم و وقتی بچه های مردم را می بینم حسودی ام می شود که اینقدر دوست داشتنی، باحال و زیباترین موجودات روی زمین هستند.
قبل از ازدواج بر فرزنددار نشدن توافق کردیم
ابتدا هم با همسرم هم عقیده بودیم و از قبل از ازدواج هم به صورت جدی برفرزنددار نشدن توافق کردیم.
تنبلم و کم می نویسم
سناریوی اغلب سریال هایی که تا امروز ساخته ام را خودم نوشته ام، در «ساعت خوش» هم کار اصلی ام نویسندگی بود تا بازیگری، اما چون در کل آدم تنبلی هستم، دوست ندارم زیاد وارد حیطه نویسندگی شوم.
فیلمم و خاطرات دوران کودکی ام
بخش زیادی از دوران کودکی ام را در «خوابم می آد» به تصویر کشیده ام؛ مثل همان صحنه ای که سرهنگی در کوچه مان زندگی می کند و چون از نظر مالی وضعیت خوبی دارد، توانسته در آن زمان تلویزیون بخرد و هفته ای یک بار که کارتون یا برنامه های جالب از تلویزیون پخش می شود، اجازه می دهد اهل محل به خانه اش بیایند و تلویزیون ببینند. البته خاطراتی از این دست خیلی زیاد دارم اما باید از آن هایی استفاده می کردم که به ماجرای داستانمان می خورد و قصه را پیش می برد. چون داستان ما، درباره ترس رضا (کاراک تر اصلی فیلم)، به خاطر دزدی ای که باید انجام بدهد و این مسائل بود بنابراین باید توسط عناصری که در کار وجود داشت داستان را پیش می بردیم، به همین دلیل نمی توانستم بسیاری از خاطرات دوران کودکی ام را در این فیلم به کار ببرم. بیشتر سعی کردم آن بخش هایی که به داستانمان نزدیک است را به کار ببرم.
در هر وضعی باشم، راضی ام
بیشترین خصوصیات مشترک بین من و کاراکترهایی که تا امروز بازی کرده ام، به کاراکترم در فیلم «هوو» مربوط می شود که احساس می کردم بیشترین درصد نزدیکی با روحیات و شخصیت واقعی خودم را دارد؛ البته منظورم این نیست که کارهایی که آن کاراک تر می کرد را من هم انجام می دهم! بلکه حال و هوایی که آن آدم داشت مثل راحت بودن، مهم نبودن مال و منال دنیا آنقدر که دوست ندارد هیچ چیز در میان باشد و حتی از اینکه پول به دستش بخورد بدش می آید، اینکه دوست دارد در حال زندگی کند و از هر اتفاقی که می افتد حتی اگر بد ترین هم باشد، لذت ببرد و... همیشه یک مثال دارم که با تکرارش در ذهنم، سعی می کنم خودم را از شرایط موجود راضی نگه دارم.
خوش به حال اکبر عبدی
چرا باید دروغ بگویم؟ واقعا آن زمانی که اکبر عبدی در فیلم هایی مانند «ای ایران»، «آدم برفی»، «دزد عروسک ها»، «دلشدگان»، «هنرپیشه»، «مادر» و... بازی می کرد، هرگز تصور نمی کردم روزی قرار است در فیلمی بازی کند که خودم کارگردانش هستم! واقعا خوش به حال اکبر عبدی که در بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران، آن هم در کنار بزرگ ترین کارگردانان بازی کرده است.
آن هایی که سیمرغ گرفتند و فراموش شدند
آدمی نیستم که بخواهم برای زندگی ام برنامه ریزی کنم چون زندگی کردن و خوش گذراندن در حال را به هر چیزی ترجیح می دهم، برای همین خودم هم نمی توانم حدس بزنم در کاری مثل «توفیق اجباری» بازی خواهم کرد یا قرار است فیلمی بسازم که به واسطه اش ۲ ماه با عواملمان فقط خوش بگذرانیم! با همه این تفاسیر، این در ذهنم هست که روند خوب امروزم را برای سال بعد هم نگه دارم تا اتفاقاهای بهتری برایم بیفتد. بله، سیمرغ یا جوایزی از این دست باعث دردسر خیلی از بازیگر ها شده، نمی توانم نام کسی را ببرم چون شاید باعث دلخوری این بازیگر شود اما طیف بسیار زیادی از بازیگرانمان بوده اند که بعد از دریافت سیمرغ و وسواس های بیش از حدی که در انتخاب کار ها برای خودشان اعمال کرده اند، خیلی وقت از خاطر همه فراموش شده اند! بسیاری از این آدم ها چون ابتدای راه شان بوده و با کار خوب شروع کرده اند و خواسته اند با واسواس خاصی جلو بروند، ترمزشان کشیده شده و برای همیشه از دور خارج شده اند!
خودم هم می دانم دیگر آن رضای سابق نیستم
تصاویر رضا عطاران در شبکه های اجتماعی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان